بودن یا نبودن؟... مسئله این است!
هرچند که این دلایل برای من و خیلی های دیگه روشنه و به هر کسی هم که فکر میکردم به دردش میخوره گفتم که چیا بودن، بلکه اونا دیگه اشتباهات من و دوستان ورودی 90 رو تکرار نکنن، ولی به هر حال حالا کاری به دلایل این قضایا ندارم و دنبال چیز دیگه ای هستم.
خلاصه این که این فکرها باعث شد توی این روزها به فکر اجرای رسم متداولی به نام "مراسم فارغ التحصیلی" بیفتم. تا جایی که من میدونم دانشگاه هیچ حرکت خاصی به این منظور برای دانشجوها انجام نمیده. پس اگه قرار باشه برای اخرین بار حرکت هماهنگی انجام بدیم و خاطره ی کوچیکی از این چهااااار سال عمرمون برای خودمون به جا بزاریم و سال ها بعد ازش لذت ببریم باید خودمون دست به کار بشیم و این امر فقط با یک اتحاد حداکثری و همکاری اقایون و خانوم ها ممکن خواهد بود.
بعد از همه ی این فکرها که از سرم رد شد، خاطرات بد ناهماهنگی های سابق یادم اومد و مردد شدم. پس تصمیم گرفتم برای اخرین بار یک پست برای هماهنگی روی وبلاگمون بزارم و برای آخرین بار تلاشی برای هماهنگی ورودی 90 مدیریت داشته باشم!
از همه دوستان خواهش میکنم هرچه زودتر موافقت و مخالفت خودشون رو با اصل برگزاری این مراسم اعلام کنن تا تکلیف کار مشخص بشه. لطفا اگر مایل هستید اعلام کنید که مشارکت میکنید و اگر مایل به مشارکت نیستید هم اعلام کنید که ما بدونیم تعداد چند نفر هست و اتحادی صورت میگیره یا نه. از اونجایی که تعدادمون هم در کل زیاد نیست باید تعداد دوستانی که موافق هستن زیاد باشه که کار انجام شدنی باشه.
در صورت تصویب اصل برگزاری مراسم فارغ التحصیلی میتونیم روی حالات مختلف و برنامه های مختلف صحبت کنیم که داخل دانشگاه باشه یا خارج دانشگاه و چه برنامه هایی رو شامل بشه.
اگر برای برگزاری مراسم به نتیجه رسیدیم که باید چند نفر گوشه کار رو بگیرن و کمک کنن و اگر دودی از این کنده بلند نشد، بنده با یک متن نوستالژیک در آخرین پست وبلاگ پاتوق نودی ها این وبلاگ رو مسدود میکنم که دیگه پستی ثبت نشه، بلکه مثل یک دفترچه خاطرات هرچند سال یه بار شاید کسی بهش سری بزنه و شاید یاد خاطراتی از این 4 سال بیفته...
سعی کنید تا اخر اسفند همینجا نظرتون رو بگید اگرنه مجبورم تلفنی و اس ام اسی نظرتون رو بپرسم که اونم سختیه خودشو داره
پیشاپیش از همکاریتون ممنونم
IBM چیست؟