یقرع الفاتحه مع الصلوات

به زودی در این مکان آخرین پست وبلاگ نصب میگردد!

این پست مطلبی خواهد بود نوستالژیک (که سعی میکنم جامع باشد!)

البته فکر نکنم دیگه کسی اصن به اینجا سر بزنه. فک کنم باید برا دل خودم بنویسم.

بعد از این پست وبلاگ عملا تعطیل خواهد شد

یقرع الفاتحه مع الصلوات

 

جوک های دانشجویی

مکان خوابگاه:نوبت کیه چایی دم کنه
    بچه ها:کی چایی میخوره تو این گرما؟
    وقتی من با لیوان چایی میام تو اتاق

    بچه ها:نمیدونی چهار نفریم یه لیوان چایی دم کردی بیشعور؟


بقیشو توی ادامه مطلب بخونید

ادامه نوشته

بریم ماهیگیری؟؟!!

در پایان اولین روز کاری مدیر به سراغ پسر رفت و از او پرسید که چند فروش داشته است؟

پسر پاسخ داد که یک فروش.

مدیر با تعجب گفت: تنها یک فروش؟

متقاضیان بی تجربه در اینجا حدقل 10 تا 20 فروش در روز دارند.

حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است؟

پسر گفت: 134999.50 دلار.

مدیر تقریبا فریاد کشید: 134999.50 دلار؟

مگه چی فروختی؟

پسر گفت: اول یک قلاب ماهیگیری کوچک فروختم، بعد یک قلاب ماهیگیری بزرگ، بعد یک چوب ماهیگیری گرافیت به همراه یک چرخ ماهیگیری 4 بلبرینگه.

یعد پرسیدم کجا میرید ماهیگیری؟ گفت: خلیج پشتی. من هم گفتم پس به قایق هم احتیاج دارید و یک قایق توربوی دو موتوره به او فروختم.

بعد پرسیدم ماشینتان چیست و آیا میتواند این قایق را بکشد؟ که گفت هوندا سیویک. پس منهم یک بلیزر 4WD به او پیشنهاد دادم که او هم خرید.

مدیر با تعجب پرسید: او آمده بود که یک قلاب ماهیگیری بخرد و تو به او قایق و بلیزر فروختی؟

پسر به آرامی گفت: نه، او آمده بود یک بسته قرص مسکن بخرد که من گفتم پس گندزده شده به آخر هفته ات. بیا یک برنامه ماهیگیری ترتیب بدهیم.!!!!!!!!

 نتیجه اخلاقی: معلومه دیگه!!!

مشکل بعضی از ما همینه...

مردي متوجه شد که گوش همسرش سنگين شده و شنوايی اش کم شده است...
 
به نظرش رسيد که همسرش بايد سمعک بگذارد ولی نمی دانست اين موضوع را چگونه با او
 
درميان بگذارد. 

به اين خاطر، نزد دکتر خانوادگي شان رفت و مشکل را با او درميان گذاشت.دکتر گفت: برای
 
 اينکه بتوانی دقيقتر به من بگويی که ميزان  ناشنوايی همسرت چقدر است ، آزمايش ساده ای
 
وجود دارد... اين کار را انجام بده و جوابش را به من بگو... « ابتدا در فاصله  4 متری او بايست
 
و با صدای معمولی ، مطلبی را به او بگو. اگر نشنيد ، همين کار را در فاصله 3 متری تکرار کن.
 
 بعد در 2 متری و به همين ترتيب تا بالاخره جواب بدهد. » آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه
 
سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذيرايی نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما
 
 حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم. سپس با صدای معمولی از  همسرش پرسيد: « عزيزم ،
 
 شام چی داريم؟ » جوابی نشنيد بعد بلند شد و يک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و
 
همان سوال را دوباره پرسيد و باز هم جوابی نشنيد. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسيد.
 
سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابی نشنيد. اين بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش
 
 گفت:« عزيزم شام چی داريم؟ » 

و همسرش گفت: « مگه کری؟! » برای چهارمين بار ميگم: « خوراک مرغ » !!
 
حقيقت به همين سادگي و صراحت است.
 
مشکل ، ممکن است آن طور که ما هميشه فکر ميکنيم ، در ديگران نباشد ؛ شايد در خودمان باشد...

بوی علف تازه!!! (عیدتون مبارک)

فارسی: سال نو مبارک

انگلیسی: happy new year

ترکی: بایراموز مبارک

هندی: नया साल मुबारक

ایتالیایی: Buon anno

اسپانیایی: feliz año nuevo

فرانسوی: heureuse nouvelle année

روسی: с Новым годом

چینی: 新年好

عربی: سنة جديدة سعيدة



آهنگ سورنای نوروز از آلبوم جدید گروه رستاک


طنز مدیریتی

سلام خدمت اهالی وبلاگ ... دانشجویان الان ... مدیران آینده ... ان شالله

توی یه سایت این دو تا مطلب رو دیدم گفتم بذارم اینجا شاید بقیه هم استفاده کنند ... خوششون بیاد !

مصاحبه شغلی

در پایان مصاحبه شغلی برای استخدام در شرکتی، مدیر منابع انسانی شرکت از مهندس جوان صفر کیلومتر ام آی تی پرسید:

« برای شروع کار، حقوق مورد انتظار شما چیست؟»

مهندس گفت:

«حدود ۷۵۰۰۰ دلار در سال، بسته به اینکه چه مزایایی داده شود.»

مدیر منابع انسانی گفت:

«خب، نظر شما درباره ۵ هفته تعطیلی، ۱۴ روزتعطیلی با حقوق، بیمه کامل درمانی و حقوق بازنشستگی ویژه و خودروی شیک و مدل بالا چیست؟»

مهندس جوان از جا پرید و با تعجب پرسید:

«شوخی می‌کنید؟ »

مدیر منابع انسانی گفت:

«بله، اما یادت باشه اول تو شروع کردی»

ادامه نوشته

مای یونیورصیطی (شعری در وصف اوصاف بیابان های شاهد)

بسی رنج بردم در این چند سال                                     عجب مانده گشتم بدین بخت و فال

از آن روز اول بگفتم خدا                                                        چرا از دیارم بگشتم جدا

فرومانده در برزخ این دو شهر                                         همان قم و تهران میان دو شهر

زمینش که از خار و خس پر شده                                  سگ از بی غذایی مگس خور شده

سحر سوز سرما بسوزاندت                                                       دم ظهر گرما بخشکاندت

یکی داردش ساختمان مرکزی                                          نیاید برون خلق از آنجا رضی

ز جنبش ز فعالیت دم مدار                                                 که هستند آنجا همه بی بخار

یه مشت بی نوای بیابان زده                                                    نداریم در اینجا یه دانشکده

منی بینی هر دم در آموزشم                                       پی چهارصد و خورده در کوششم*

بگویم کمی از همان دهکده                                                          قلیلی بگویند دانشکده

به هر جای آن یک عدد خلق و خوست                                  نیابی تضاد بین دشمن و دوست

ز هر دوست دل خنجری خورده است                                  ز هر آدمی یک رکب خورده است

ز خواهر که اصلا نگو یک کلام                                            که کشتند ما را همی والسلام

یه صحبت شود بین دخترپسر                                               نگاه بر زمین و نگاه پشت سر

حساب کلام بیشتر از شش شود                                           چه منظومه هایی نگارش شود

گر اسمت در آنجا در آمد نرو                                              فدای سرت جاش به خدمت برو

اگر خواهری باز به آنجا نرو                                                    فدای سرت خونه بخت برو

نمیرم از این پس که من مرده ام                                       که تقدیر به شاهد یونی برده ام

* کلاس های طبقه چهار ایثار


شعر از : *******_دانشجوی گیاهپزشکی دانشگاه شاهد

ماتحت اشتیاق

فکر میکنید این لپتاپ برای کی میتونه باشه که عکس پشت صفحه دسکتاپش این شکلیه؟؟؟!!!


این عکس رو خودم داغ داغ ساعاتی پیش از لپتاپ استاد M.M گرفتم. یعنی من هلاک این اشتیاقشم.

یکی عکس خودشو میندازه پشت صفحه کامپوتر یکی عکس طبیعت میندازه یکی عکس قلب و اینا میندازه ولی خداییش دیگه ندیده بودیم کسی برنامه درسی بزاره.

یعنی یه درصد از این اشتیاق به درسو دانشگاهو من داشتماااااا...


:)

این یه تبلیغ برای مایع دستشویی است !!

کمی متفاوت...................:)


ادامه نوشته

مهمونی اونم از نوع زورکی !!!


خوش اومدین. به کجا؟ به چی؟ 

به مهمونی. اونم از نوع زورکی !!!

کی میتونه مهمون بیاره اونم به زور؟ اونی که زور داره

آخه مگه از خدا نمیترسه؟ بابا جون چی میگی یارو خودش برای خودش کسیه

حالا جهنم. اومدیم به زور . خوب پذیرایی کنید ببینم چندمرده حلاجی؟

زرشک. پذیرایی کجا بود. خواب دیدی خوش باشه عزیزم.

چی؟ منو به زور که اوردی هیچی پذیرایی هم نداریم؟

نه که نداری اونم نه یه شب نه دو شب نه سه شب، یک ماه .

به مهمانی خدا خوش اومدین. میگن صاحب خونه خیلی مایه داره ولی نمیدونم چجوریه یک ماه مهمونی میده ولی توی کل یک ماه هیچی به مهمونا نمیده بخورن.

خدایا بیا دست از سر ما بردار بزار بریم ما مهمونی نخوایم به کدوم امام زادت باید بگیم که پارتیمون بشه؟

اصلا تو خدا. خوب شد؟ راضی شدی؟

خدایا در آخر این نکته قابل ذکره که شوخی کردم به جون خودت. جدی نگیری یه وقت. اصلا غلط کردم. کافیه یا باید بگم "نی شکر" خوردم که راضی بشی؟ آقا اصلا خر ما از کرگی دم نداشت.

خدایا والا من اصلا اومده بودم اینجا درخواست کنم زمان مهمونیتو بیشتر کنی مثلا دو ماه باشه که بیشتر فیض ببریم داداش

رمضون مبارک _ نیم من

تا حالا دقت کردین؟؟؟

                                                                     

تا حالا دقت کردین وقتی‌ توی یه جمعی‌ یکی‌ میگه “اون تلویزیون و کمش کن” ،یکی‌ دیگه از اونور میگه “اصلا خاموشش کن” .

***

تا حالا دقت کردین وقتی واسه دل خودت موهاتو درست میکنی چقدر خوشگل میشه ولی وقتی میخوای بری مهمونی یا عروسی بعد از ۳ ساعت کلنجار رفتن شبیه خربزه میشی؟

***

تا حالا دقت کردین یکى از سرگرمى هاى خاص مردم ایران اینه که :وقتى از مطب دکتر میان بیرون،حساب کنن ببین این دکتره روزى چقد درآمد داره ….

***

تا حالا دقت کردین که روزای هفته اینجوری میگذره :

شــــــــــــــــــــــنبـــــ ـــــــــــــــه

یــــــــکشــــــــنبـــــــــ ــــــــــه

دوشـــــــــــــنبــــــــــــ ـــــــه

سه شـــــــنبـــــــــــــــــه

چـــهـــار شنبـــــــــــــه

پنجشنبه جمعه!!!

***

تا حالا دقت کردین ﺷﯿﺮﯾﻦﺗﺮﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﻭﻥ ۵ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻻﺭﻡﻣﻮﺑﺎﯾﻠﻪ!

***

تا حالادقت کردین وقتی داری درس میخونی و به یه صفحه عکس دار میرسی چه حالی میکنی که اون صفحه نصفست…!

***

تاحالا دقت کردین وقتی احساس میکنین گم شدین اول ضبط ماشین رو کم میکنین؟!

***

تا حالا دقت کردین تا آرایشگر روپوش و میندازه رومون دماغمون خارش میگیره؟!

حمله ی آمریکا به ایران

یک روزنامه ی اردنی خبر زده بود که آمریکا چهارشنبه همین هفته به ایران حمله میکنه !
اینها هم کامنت های زیر اون تو یه سایت فارسی :

- ما 4شنبه امتحان داریم لطفا بندازین جمعه یا کلاً بندازن بعد امتحان های ترم بهتره !
- من چهارشنبه چک دارم !
- منم چهارشنبه امتحان دارم . موندم چیکار کنم . برم جنگ نَرَم جنگ...
- پس چرا ساعت شو نگفته؟! شاید ما خونه نباشیم...
- حالا من چی بپوشم؟!
- ما شماره ماشين مون فرده، فك نكنم بتونيم حضور بهم برسونيم!
- میشه بهش بگین موقع برگشت منو به عنوان غنیمت ببرن آمریکا !
- سه شنبه حمله کنن تا چهارشنبه تمومش کنن که پنج شنبه جعمه بریم شمال !!
- شام هم میدن؟
- ایول ، بالاخره یه بهونه جور شد من پنجشنبه نرم مهمونی ، 
از جنگ برگشتم خستم ! تازه اگه اسیر نشم و برگردم
- بگو سر راه نون بگیره...
- ای بابا حالا نمیشه جمعه عصر باشه آخه عصرای جمعه خیلی دلگیره
آقا ما از مسئولین خواهشمندیم جمعه حول و حوش ساعت ۳-۴ حمله کنن بعد از ناهار

جمله های عالی ازآدم های عادی

                                                                            

همیشه ظرفیت ها رو بسنجین: شوخی ای نکنین که مجبور باشین یه «ای بابا! شوخی کردم» به آخرش اضافه کنین!

*آدمایی که سا کت سوار تاکسی میشن تا مقصد از پنجره بیرون رو نگاه می کنن، آخرشم، بدون هیچ حرفی، کرایه رو میدن و میرن آدمای خسته و دلتنگی هستن سر به سرشون نذارین…

*کاربردی ترین چیزی که من از کتاب علوم دوران مدرسه یاد گرفتم اینه که وقتی در ترشی یا مربا باز نمی شه، بگیرمش زیر آب گرم!

*دلگیر نشو از آدما، نیش زدن طبیعت شونه! سال هاست که به هوای بارانی می گویند: خراب…

*به کسانی که به شما حسودی می کنند احترام بگذارید! زیرا اینها کسانی هستند که از صمیم قلب معتقدند شما بهتر از آنان هستید.

*همه ما دست خدا یه بلوتوثی داریم. بترس از اون روزی که خدا بلوتوث تو رو پخش کنه… (دیالوگ به یادماندنی صمد / حمید لولایی)

*اعصاب چیست؟ چیزیست که هیچ کس ندارد ولی توقع دارند که تو داشته باشی!

*توقع چیست؟ چیزیست که همه دارند و تو نباید داشته باشی!!!

*تاحالا دقت کردین!؟ شانس یه بار در خونه آدمو می زنه. بدشانسی دستش رو از روی زنگ برنمیداره. بدبختی هم که کلا کلید داره…

*بعضی ها شانس در خونه شون رو نمیزنه، لعنتی درست میزنه وسط پیشونی شون!

*اگر 4 تکه نان خوشمزه باشد و شما 5 نفر باشید، کسی که اصلا از مزه آن نان خوشش نمی آید، «مادر» است.

*ما ایرانی ها دروغ گفتن را از اول صبح با جمله «پاشو لنگ ظهر» آغاز می کنیم.

*درس خوندن دو حالت داره:

1- درسای سختو که نمیشه خوند

2- درسای آسون که ارزش خوندن نداره

*تا حالا دقت کردین چقدر حرص آوره که سر غذا دقیقا اون چیزی رو برمیدارن که کلی توی ذهنت واسش نقشه کشیده بودی.

 

دقیقه ای برای شادشدن

کلاه فروش


کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست. بالای سرش را نگاه کرد. تعدادی میمون را دید که کلاه را برداشته اند.

فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را ازسرش برداشت و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند. به فکرش رسید که کلاه خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمونها هم کلاهها را بطرف زمین پرت کردند. او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.

سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش را تعریف کرد وتاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند.

یک روز که او از همان جنگلی گذشت در زیر درختی استراحت کرد وهمان قضیه برایش اتفاق افتاد. او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت، میمون ها هم این کار را کردند. نهایتا کلاهش را برروی زمین انداخت ولی میمون ها این کار را نکردند.
یکی از میمون ها از درخت پایین آمد و کلاه را از سرش برداشت و در گوشی محکمی به او زد و گفت: فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری؟

نکته: رقابت سکون ندارد.

بهترین لحظات زندگی ازنگاه چارلی چاپلین

To fall in love
عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری

To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !

To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی

To receive a call from someone, you don”"t see a lot, but you want to.
کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه

To find money in a pant that you haven”"t used since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی

To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!

Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه

To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی

To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه

To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی !

To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می‌یاره

To be part of a team.
عضو یک تیم باشی

To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی

To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنی

To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتی “اونو” میبینی دلت هری بریزه پایین !

To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی

To see people that you like, feeling happy
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی

See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده

To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی

To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره

remembering stupid things done with stupid friends. To laugh …….laugh. ……..and laugh ……
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ……. باز هم بخندی

These are the best moments of life….
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند

Let us learn to cherish them.
قدرشون روبدونیم

“Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed”
زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد

وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده

تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده…

فرهنگ لغت خانومانه


*خب: این کلمه ای است که زنان برای پایان دادن به مکالمه هایی استفاده می کنند که در آن حق با آنهاست و شما باید خفه بشوید.

*پنج دقیقه: اگر مشغول لباس پوشیدن است یعنی حداقل نیم ساعت. هرچند پنج دقیقه دقیقا معادل پنج دقیقه است اگر به شما پنج دقیقه بیشتر زمان جهت تماشای فوتبال داده شده باشد.

*هیچی: این آرامش قبل از توفان است. معنی و مفهوم آن این است که باید به شدت گوش به زنگ باشید. بحث هایی که با هیچی شروع می شوند، غالبا با خب تمام می شوند.

*بفرمایید: این کلمه اصلا ربطی به اجازه دادن انجام کاری ندارد. «اگه جرئت داری» در آن مستتر است.

*آه بلند: این در حقیقت یک کلمه محسوب می شود که معمولا درست فهمیده نمی شود. آه بلند یعنی او فکر می کند شما یک احمق به دردنخور هستید و او نمی داند چرا دارد وقتش را با ماندن و بحث با شما سر هیچی تلف می کند.

*اشکال نداره: این یکی از خطرناک ترین جملاتی است که زن شما ممکن است به شما بگوید. اشکال نداره یعنی اون به زمان طولانی تری احتیاج دارد که تصمیم بگیرد. شما چگونه باید تاوان این اشتباه تان را پس بدهید.

*ممنون: از شما تشکر می کند. فقط بگویید خواهش می کنم. هیچ حرف اضافه ای نزنید. خیلی ممنون می تواند نشان دهنده یک خطر بالقوه باشد.

*اصلا هیچی: این ترکیب برای گفتن مرده شورت رو ببرن استفاده می شود.

*نگرانش نباش عزیزم، خودم انجام می دم: یک جمله بسیار خطرناک دیگر. به معنی آن که این کار به دفعات متعدد به شما محول شده و حالا تصمیم گرفته خودش دست به کار شود. این حالت معمولا منجر به حالتی خواهد شد که شما بپرسید چی شده؟

چرایک دانشجو نمیتواند درس بخواند؟؟؟

سال ۳۶۵ روز است در حالی که:

۱- در سال ۵۲ جمعه داریم و میدانید که جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب ۳۱۳

روز باقی میماند.

۲- حداقل ۵۰ روز مربوط به تعطیلات تابستانی است که به دلیل گرمای هوامطالعه ی دقیق

برای یک فرد نرمال مشکل است. بنابراین۲۶۳ روز دیگرباقیمیماند.

۳- در هر روز ۸ ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا”۱۲۲ روز میشود. بنابراین ۱۴۱ روز

باقی میماند.

۴- اما سلامتی جسم و روح روزانه ۱ ساعت تفریح را میطلبد که جمعا”۱۵ روز میشود. پس

۱۲۶ روز باقی میماند.

۵- طبیعتا ”۲ ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است که در کل ۳۰ روز میشود. پس ۹۶ روز

باقی میماند.

۶- ۱ ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی لازم است. چراکه انسان

موجودی اجتماعی است. این خود ۱۵ روز است. پس ۸۱ روز باقی میماند.

۷- روزهای امتحان ۳۵ روز از سال را به خود اختصاص میدهند. پس ۴۶ روز باقی میماند.

۸- تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست کم ۳۰ روز در سال هستند. پس ۱۶ روز باقی میماند.

۹- در سال شما ۱۰ روز را به بازی میگذرانید. پس ۶ روز باقی میماند.

۱۰- در سال حداقل ۳ روز به بیماری طی میشود و ۳ روز دیگر باقی است .

۱۱- سینما رفتن و سایر امور شخصی هم ۲ روز را در بر میگیرند. پس ۱ روز باقی می ماند.

۱2- یک روز باقی مانده همان روز تولد شماست. چگونه می توان در آن روز درس خواند؟

پیام جدید خوشامد گویی در هواپیمایی ایران.



با سلام و صلوات به روح تمام مسافرین عزیز .

و با درود به وزیر محترم راه و ترابری .

ورود شما را به پرواز لایتناهی هواپیمای جمهوری اسلامی ایران خوشامد می گوییم .

خداوندا مشیت خودت را در رسیدن و لقاء به خود برما قراردادی و سرعت آن فزون كن .

مقصد ما به احتمال 99% بهشت موعود و احتمالأ 1% مقصدی كه بر روی بلیط درج شده می باشد.

خلبان پرواز مرحوم شهید كاپیتان بهشت زاده و گروه پروازی بد اخلاق؛ سفری خوش برای شما آرزمند است.

لطفأ به علامت نكشیدن سیگار اصلأ توجه ننموده و آخرین سیگار زندگیتان را به خوشی دود نمایید.

بستن كمربندها اصلأ ضرورتی ندارد و كاملأ بدرد نخور است.

در صورت بروز اشكال در سیستم هوای كابین ماسكهایی از بالای سر شما آوزیزان خواهد شد كه شما قبل از آن رایحه خوش ملایك را احساس خواهید كرد.

این هواپیما مربوط به هزاره دوم میلادی بوده و دارای دو درب اضطراری در جلو، دو در كنارین و یك درب عقب می باشد كه چندین سال است اهرم های آن كار نمی كند.

ارتفاع پرواز به احتمال قریب به یقین تا آسمان هفتم بوده و هوای بهشت بسیار عالی است.

سفر خوشی را برای شما آرزومندیم

از اون جاییكه هیچ خارجی احمقی وجود ندارد كه من لازم باشد یه بار دیگر به انگلیسی بلغور كنم، سرتونو درد نمی آورم.

مرگ راحتی داشته باشید.

چند سال بعد...

! تاکسی چند سال دیگه:

راننده: آقا لطفاً پول خورد بدین ربع سکه! نیم سکه! ندارین؟

مسافر: شرمنده، من فقط طرح قدیم دارم!

راننده: این تراول مال کی بود؟ آقا گوشه نداره! لطف کن عوضش کن!… این ده میلیونی رو کی داد؟! من که گفتم خورد ندارم!…

مسافر: آقا من هر روز دارم این مسیرو می‌آم! روزی صدهزارتومن گرون می‌شه! شما دویست تومن گرونش کردین؟!

راننده: خانوم کرایه‌ش همینه! قبل از پل هشتصد تومن، بعد از پل یه میلیون. اینجا تعرفه‌ش تو موبایلم هست، بذار آپدیتش کنم.

یه مسافر دیگه: آقا واسه صدتومن ارزش نداره، فشارتو می‌بری بالا! بده بهش بره. من حساب می‌کنم!

راننده: برو خانوم! برو بقیه شو بنداز صندوق صدقات!!!

 

پی نوشت:   ادامه مطلب==}}}

ادامه نوشته